مطلبی جالب پیرامون تربیت کودکان؛
دلم می‌خواهد بهش بگویم صاحب اسم دخترش هروقت می‌خواست بچه هایش‌را بخواباند بغل‌شان می‌کرد و برای لالایی‌هایشان خودش شعر می‌گفت...
26/12/1393 - 14:55
ایام نوروز در راه است و همه ما در تدارک خانه تکانی، همه گرد و غبار از زندگی می زدایند و چه زیباست که با خانه تکانی دل ها تمام کینه ها را از دل بزدائیم.
26/12/1393 - 14:36
همه ساله در این ایام ندای نیکوکاری سر داده می شود و عده ای بسیار می کوشند تا لبخندی پر از شادی را با دست های پرسخاوت خود به عنوان عیدانه ای زیبا به نیازمندان تقدیم کنند.
26/12/1393 - 14:14
هرجا که این روزها قدم‌می‌گذاری، زمزمه‌ی نو شدن و جابه‌جایی می‌شنوی. بهار همه را به حرکت، جنبش و تحرک وادار می‌سازد و...
30/11/1393 - 13:37
فقط و فقط به خاطر شرمندگی از بنده ی کوچکی که به محض شنیدن صدای اذان کارش را رها می کند….
28/11/1393 - 18:29
یه خانم بدحجاب شروع کرد بازی کردن با پسرم، پسرم اخم کرد بهش گفت شما زشتی.
17/11/1393 - 09:11
یه خانم بدحجاب شروع کرد بازی کردن با پسرم، پسرم اخم کرد بهش گفت شما زشتی.
14/11/1393 - 14:12
وبلاگ تو فقط لیلی باش :
شما باید همینجا بمونید و از این تپه مراقبت کنید. جهاد شما در میدان نبرد نیست، بلکه اینه که هر طور شده نذارید این تپه به دست دشمن بیفته
11/10/1393 - 11:26
قسمت اول
برای همین شک نداشتم که حتما پشت این کار یه دلیل منطقی هم هست که دانش من بهش قد نمیده ...
12/09/1393 - 21:08
گلایه یک دختر بسیجی:
من مقصرم اگه می دانستم به خاطر من رفته ای هرگز دجال روزگار نشده بودم دجالی که نه یک چشم بلکه هزاران چشم دارد و هرزگی را به بندگی سپرده است.
08/09/1393 - 10:13
و ان زن كه يوسف در خانه او بود از او تمناي كامجويي كرد؛ درها را بست و گفت بيا به سوي انچه برايت مهياست! يوسف گفت: پناه مي برم به خدا!!! شوهر توصاحب نعمت من است
20/08/1393 - 21:10
اولین روز بعد از عروسی زن و شوهـر توافـق کردن که در را به روی هیچکــس باز نکنن...!
20/08/1393 - 20:31
نذری هم نذریهای قدیم
تازه من ازین بخشش هم خوشم می اومد که حین نذری دادن یه عالمه خانم تو حیاط جمع میشدن تند تند ظرفا رو میشستن که به افراد جدید هم غذا برسه…
20/08/1393 - 20:06
باید بدانیم اگر با فرزندانمان به اندازه فهمشان صحبت نکردیم به جای آن‌که اصلاح کنیم تباهی به بار خواهیم آورد و زمینه گریزان شدن آن‌ها را فراهم خواهیم کرد
27/07/1393 - 16:13
وبلاگ آهستان
اگر به عیادت آمده بودم آقا بعد از اشک و آه، سلام و دعا، بغض و بوسه و احوالپرسی، یک دنیا توبه می‌کردم.
22/06/1393 - 09:41
وقتی جای ارزش‌ها و ضدارزش‌ها عوض شود، توضیح دادن ارزش‌های «حقیقی» برای بچه‌ها خیلی سخت است؛ وقتی بی‌حیایی، خوشگلی، اسراف، دست و دل‌بازی و ولخرجی باکلاسی است، چطوری باید برای بچه حیا را، قناعت را و صرفه‌جویی را، توضیح داد؟
05/06/1393 - 13:47
هنوز مشت‌هایش توان گرفتن سنگ را نداشت که پدرش گفت: امروز می‌خواهم تو را به وسط صحنه جنگِ سنگ و موشک ببرم، امروز که آسمان فلسطین غبار آلود است. کودکانی که با سلاح سنگ زاده شده‌اند
04/06/1393 - 11:09
وبلاگ "باید گفت" نوشت:
چی شد چادری شدم؟ اولش به نظرم سوال بی اهمیتی اومد، یا شاید بهتر بگم ، به نظرم جوابم بی اهمیت اومد.
15/05/1393 - 10:58
وبگاه"چادری ها"نوشت:
“خیلی یواشکی هایمان عوض شده است”… دروغ چرا؟ بعضی ها جوان که بودند یواشکی یک کارهایی می کردند!
12/04/1393 - 10:51
وبلاگ زهرا نوشت:
تو این کشور ما واقعا احتیاج به یه انقلاب رسانه ای داریم. تو قدم اول فکر میکنم خصوصی سازی رسانه ها باشه. اینهمه روزنامه و نشریه از وزارت ارشاد دارن سوبسید میگیرن....
04/04/1393 - 20:55

صفحه‌ها