اوقات شرعی بیرجند

جذب خبرنگار افتخاری
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
طنین یاس
دفتر اموربانوان استانداری
تولید ایرانی
نشر خبر
کد مطلب: 23371  |  
تاریخ انتشار : 19. آذر 1395 - 18:51
موفقیت فرزندانم اول لطف خدا دوم عنایت ویژه پدرشان در تمام مراحل زندگی بچه ها و اینکه من از هیچ تلاشی دریغ نکردم . خدا را شاکرم که شرمنده شهید نشدم .

به گزارش زن امروز ، همسر شهید صید مراد اشرفی در گفتگو با خبرنگار بانوپرس گفت : قمراشرفی هستم همسر شهید صید مراد اشرفی دارای سه فرزند . دو دختر سمیه اشرفی دارای دکتری تخصصی و زهرا اشرفی دانشجوی دکتری حرفه ای و یک پسر که پسرم را در ۱۸ سالگی بر اثر بیماری از دست دادم .

 
وی افزود : هنگام شهادت همسرم ۱۹ سال داشتم . شهید پسر عموی من هستند و من سن ۱۴ سالگی با ایشان ازدواج کردم . مهربان و خوش اخلاق بودند و به خانواده بسیار اهمیت می دادند . مقید به صلح رحم بودند و همیشه تمام اعضاء خانواده را دور هم جمع می کردند . کم توقع و قدر شناس بودند . خلاصه اینکه خیلی خوب بودند .
 
اشرفی تصریح کرد : شهید۲۲ اسفند ۱۳۶۳ در جزیره مجنون به آرزوی دیرینه خود رسیدند البته پیکر ایشان بعد از ۱۶ سال به وطن بازگشت .
همسر شهید صید مراد اشرفی گفت : هنگام شهادت همسرم سمیه سه ساله و زهرا دو ماهه بود . تقریبا از پدر چیزی به یاد ندارند اما پدرشان علاقه زیادی به بچه ها داشت و همیشه دغدغه دین و درس بچه ها را داشت .
وی افزود : من همه تلاش خودم را کردم  که بچه ها مقید به نماز و حجاب باشند و در درس هم تا عالی ترین درجه پیشرفت کنند که خدا را شکر الان از همه نظر از هر دوشان راضی هستم .
اشرفی تاکید کرد : موفقیت فرزندانم  اول لطف خدا دوم عنایت ویژه پدرشان در تمام مراحل زندگی بچه ها و اینکه من از هیچ تلاشی دریغ نکردم . خدا را شاکرم که شرمنده شهید نشدم .
همسر شهید صید مراد اشرفی گفت : ایشان اگر چه حضور فیزیکی در زندگی ما ندارند اما از همان روزهای اول شهادت همیشه حضورشان را در کنارمان احساس می کنیم و هر وقت با مشکلی مواجه می شویم ایشان به نحوی کمکمان می کنند .
اشرفی در انتها تعریف کرد :  زمانی که سمیه می خواست ازدواج کند من بسیار مردد بودم تا اینکه یک شب به خوابم آمدند و خواستگار را تایید کردند . الان چند سال از ازدواجشان می گذرد و بسیار زندگی خوبی دارند و اینکه زهرا بسیار دوست داشت رشته پزشکی بخواند اما در رشته مامایی پذیرفته شد . خیلی ناراحت بود تا اینکه پدر به خوابش آمد و گفته بود ناراحت نباش حتما پزشک خواهی شد و زهرا سه سال بعد در رشته پزشکی قبول شد .
 
انتهای پیام/